تبليغاتX
پسران مسیحی

پسران مسیحی

این ویلاگ به همه پسران مسیحی ایران زمین تقدیم می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 2:59  توسط ماهان  | 

سلام به دوستان

امروز می خواهم در مورد تثلیث مطلبی را به حضورتان برسانم :

خداوند واحد است کتاب مقدس ميگويد : بشنو اي اسرائيل خداي ما يهوه ، يهوه ي واحد است

در این قسمت تثلیث را از زبان مسیحیان معنی میکنیم:

(1) تثلیث یعنی  خداوند  (2)واحد  (3) متشکل است از پدر ، پسر و(4) روح القدس .(5) هرکدام اين سه به يک(6)(7)(8) اندازه خداوندند. تثليث در(9) تعداد خدا نيست بلکه در(10) ذات خداوند است.(11) هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به(12) همديگر تبديل نمي شوند.(13)

چند سوال:

خدا در کتاب مقدس بارها به وحدانیت خود اشاره کرده است مثل همین آیه ولی سوال اینجا است که چرا خداوند در مورد ذات خود در کتاب هیچ نگفته؟ آیا خداوند می خواست مردم در مورد ذاتش بی خبر باشند؟ مسلما یکی از ضروریات دین مسیح اعتقاد به تثلیث است . چرا خداوند مطلب به این مهمی را که در سرنوشت انسان تاثیر داشت در کتب آسمانی بیان نکرده است ؟ و چرا برای نسلهای گذشته هم ذات خود را معرفی نکرد ؟

حال می خواهیم این تعریف را بررسی کنیم

(1) تثلیث یعنی این که خدا تشکیل یافته از سه عنصر پدر و پسر و روح القدس و معنی اش این است که خداوند مرکب است و می تواند تجزیه شود.

(2) واحد متشکل از سه عنصر است.!!!

(3) متشکل یعنی اینکه سه عنصر روی هم و باهم تشکیل یک خدا را می دهند:بعبارتی 1(پدر) + 1 (پسر) + 1 (روح القدس) = یهوه و در تعاریف تثلیث هیچ گاه و هیچ کسی این سه عنصر را در هم ضرب نکرده است و اگر کسی هم بگوید که این سه باید ضرب شوند باید دلیلی بیاورد که چگونه می توان سه شخص مستقل را در هم ضرب کرد.( هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به همديگر تبديل نمي شوند)

(4) روح القدس موجودی است که حتی خود مسیحیان اعتقاد زیادی به خدا بودنش ندارند زیرا نه روح القدس گفته که من همان یهوه خدایتان هستم و نه عیسی ونه پدر گفته اند که روح القدس همان پدر یا پسر است. و حتی در دعاها نیز زیاد توجهی به او نمی شود و تنها از پدر و عیسی در دعاها یاد می کنند.

(5) هر کدام از این سه موجود به تنهایی و استقلالا به یک اندازه خدایند پس سه خدا هستند منتها خدائیشان به یک اندازه است.1 (پدر) + 1 (پسر) + 1 (روح القدس) = یهوه یا =سه خدا؟؟؟

(6) این سه به یک اندازه خدایند و هرسه خصوصیات خدایی از جمله نامحدود بودن را دارند== پس سه خدای نامحدود در یک عالم محدود :بی نهایت + بی نهایت + بی نهایت= حلول کرده اند در یک جسم محدود بنام عیسی:در ضمن محال است که سه تا بی نهایت داشته باشیم آنوقت دیگر بی نهایت نیستند   

(7)         این سه چون به یک اندازه خدایند پس وجود دو تای دیگر ضروری نیست و اگر نباشند خللی پیش نمی آید

(8) سوال این است که چه ضرورتی است که باید ذات خدا از سه عنصر تشکیل یابد با این که این سه عنصر مزیتی بر هم ندارند؟

(9) تثلیث گفته شده که در مورد تعداد خدا نیست ولی ما سه شخصیت داریم و سه وجود که اتفاقا در ادامه تعریف گفته شده :  . هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به همديگر تبديل نمي شوند. پس مشخص است که این سه جدا از هم هستند و این خود دلیلی بر سه بودن آنها است

(10)      گفته شده تثلیث در تعداد خدا نیست بلکه در ذات خداست پس ذات خدا سه تا است البته این مطلبی هست که تاکنون هیچ فیلسوفی نگفته که یک شیء می تواند دارای سه ذات باشد.در ضمن اگر دارای سه ذات است پس این سه ذات می توانند از هم جدا شوند .

(11)      این سه عنصر مخلوط هم نیستند و جدا از هم هستند پس باز می توانند از هم جدا شوند وهر کدام این قدرت را خواهند داشت که مستقلا خدایی کنند .

(12)      این سه اگر به هم تبدیل نشده اند پس چگونه باهم تشکیل یک خدا را می دهند ؟ یک شدن لازمه اش این است که سه عنصر خاصیت خود را از دست بدهند و متحد شوند . و گرنه اصلا اتحادی بوجود نمی آید

(13)      بر فرض که من و شما لائیک هستیم و کسی هم خدای مسیحیت را این گونه برای من و یاشما ترسیم کند آیا سخنان او را می پذیرید و به این گونه خدا ایمان می آورید؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 2:56  توسط ماهان  | 

بنام خداي مهربان هستي بخش

متي فصل10: 5 این دوازده را عیسی فرستاده بدیشان وصیت كرده گفت: “از راه امتها مروید و در بلَدی از سامریان داخل مشوید 6 بلكه نزد گوسفندان گم‌شدة اسرائیل بروید. 7 و چون می‌روید موعظه كرده گویید كه ملكوت آسمان نزدیك است.

با دقت در اين آيات نكات زير روشن مي شود كه به هيچ وجه نمي توان اين نكات را رد كرد زيرا اين نكات را به صراحت تمام خود كتاب مقدس از زبان عيسي مي گويد:

1- عيسي به حواريون گفت كه فقط در اراضي متعلق به بني اسرائيل تبليغ كنند

2- حواريون را از ورود به سرزمين سامريان كه از بني اسرائيل نبودند نهي كرد.

3- بني اسرائيل تشبيه به گوسفند شده اند.

4- كرامت انساني را كه مسيحيان بر سر مسلمين مي كوبند اين آيات و آيات مشابه (14 بار كلمه گوسفند در كتاب مقدس است كه بيشتر آنها در انسان بكار رفته شده) بخوبي نشان مي دهندو كل كتاب مقدس نشان مي دهد  كه چه ديني انسان را فطرتا پاك و خليفه الهي مي داند و چه ديني انسان را از حين تولد گنهكار مي داند.

5- انسان گنهكار در دين مسيحيت ارزشش مثل حيوان است.

6- مسيح فقط براي بني اسرائيل آمده بود نه براي همه انسانها .زيرا از تبليغ حواريون در غير بني اسرائيل منع كرد. و به آنها اجازه چنين كاري را نداد.

7-  آيا خود مسيح م‍ژده است يا براي چيز ديگري مژده مي داد ؟به حواريون گفت كه : و چون می‌روید موعظه كرده گویید(مژده دهيد) كه ملكوت آسمان نزدیك است.

8- ملكوت آسمانها چيست كه مسيح به آن مژده مي دهد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:15  توسط ماهان  | 

سلام به همه دوستان

مسيح انجيل و مسيح تورات

توضيحي پيرامون مسيح:

از كتاب مقدس چنين فهميده مي شود كه در دوران قضات و شاهان ، افراد برگزيده و آنها كه از جانب يهوه ماموريت مي يافتند به علامت تقديس روغن بر سر آنان ريخته و آنان را تدهين مي كرده اند . برخي از قضات اسرائيل كه توسط نبي هاي اوليه تدهين مي شده اند مسيح يهوه ناميده شده اند و نبي هاي اوليه به مسيح يهوه ملقب بوده اند حتي ابراهيم و اسحق و يعقوب نيز در كتاب مقدس مسيح يهوه ملقب گرديده اندو كاهنان تپه هاي مقدس و كاهنان اعظم را نيز تدهين شده يا مسيح نام برده اند . بطور كلي مسيح يهوه رهبر روحاني – اجتماعي جامعه به شمار مي رفت.

تدهين شده در لغت عبري مشياخ است.

مشخصات منجي (مسيح ) در كتاب مقدس:

1- نجات دهنده براي رهايي بني اسرائيل و جمع كردن آنان در سرزمين موعود و تجديد عظمت اورشليم است و حتي اگر به نجات مردم جهان اشاره شده بوسيله اسرائيليان و در سايه رستگاري آنان است.

2- پس از ظهور مسيح ، صلح و آرامش بر جهان حكم فرما خواهد گرديد.حكومت مسيح در بعضي موارد نيز با ظهور آخر الزمان و روز داوري و رستاخيز مردگان توام مي گردد . مسيح شاه جهان خواهد شد.

3- اين مسيح عبد يهوه و بنده اوست كه آرام نخواهد نشست تا عدالت را در جهان بر قرار سازد.او را خداوند در رحم مادر براي بندگي خود بر گزيده تا قوم او را به هدايت و جمع كند.در اشعيا نيز همين برداشت تكرار شده است.

چون در انجيل حقانيت عيسي را متكي به همين آيات از عهد عتيق اعلام كرده اند،يهوديان بطلان اين ادعا را مسلم دانسته اندزيرا هيچ يك از سه نكته اصلي فوق در مورد عيسي صادق نبوده و مسيح انجيل منطبق بر مسيح تورات نيست.زيرا:

1- پس از عيسي نه تنها يهوديان نجات نيافتند و اورشليم به عظمت نرسيد بلكه بر عكس بر فلاكت و در به دري  و محروميت قوم يهود بسيار افزوده شد.

2- صلح و آرامش بر جهان حكمفرما نشدو گرگ و گوسفند در كنار هم نيارميدند.از آخر الزمان نيز هيچ گونه خبري نبود. مسيح انجيل نه تنها شاه جهان نگرديد بلكه بر روي صليب جان داد.

3-   مسيح انجيل پسر خدا و خود خدا بود ولي مسيح تورات بنده خدا و عبد او بود.

آيا باز مي توان مسيح تورات را با مسيح انجيل انطباق داد؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:8  توسط ماهان  | 

بنام خدایی که با فرستادن احکام و شریعت منت ابدی بر انسان نهاد.

عیسی مسیح علیه السلام فرمود : ای مردم گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء راباطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تاهمه واقع شود پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19

تفسیر آیات:

1- احکام و شریعت موسی و دیگر پیامبران پا برجا و ثابت و لازم الاجرا است برای برادران مسیحی بنابر فرموده خود حضرت مسیح ( ع )

2- هرکس شریعت را عمل نکند یا به دیگران بطور صحیح یاد ندهد در ملکوت آسمان پست و خوار است.

3- هر کس به شریعت درست عمل کند و به دیگران بطور صحیح یاد بدهد در ملکوت آسمان از بزرگترین انسانها محسوب می شود.

لازم به توضیح است که همیشه کسانی پیدا می شوند که با پیامبران یا بطور رو در رو یا بصورت منافقانه مخالفت می کنند مثلا در مسیحیت یهودیان بطور آشکار و افرادی مثل پولس بصورت منافقانه با مسیح (ع) مخالفت کردند که ثمره این مخالفت منافقانه که از دشمنی آشکار بدتر و کشنده تر است این شد که امروزه از مسیحیت هیچ شریعتی باقی نماند .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:59  توسط ماهان  | 

کتابهای آسمانی که از مسیح نیست.

 

 - نویسندگان عهد جدید چه کسانی هستند ؟

- آیا نویسندگان اناجیل در نوشته خود امکان خطا و اشتباه نداشتند؟


- آیا اناجیل موجود واقعا نوشته همان مولفین و رسولان میباشد؟


- چرا با وجود اناجیل بسیاری فقط به همین چهار انجیل موجود اکتفا شد و دیگر اناجیل مطرود واقع شد؟

برای بررسی این سوالات به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:2  توسط ماهان  | 

مسیحیت مدعی است که زمین به سبب گناه آدم و حوا ملعون گشته(پیدایش 3 : 17پس بسبب تو زمین ملعون شد.)و با نقشه خود خدا ین لعن از بین خواهد رفت و به اصطلاح زمین و آسمان جدید را بعد از بازگشت مسیح مطرح می کنند ولی مطالعه کتاب مقدس روشن می کند که زمین توسط نوح (که در اسلام یکی از بزرگترین پیامبران و دارای مقام عصمت می باشد)تسلی می یابد.                                                     

پیدایش 5 : 28 و لَمك صد و هشتاد و دو سال بزیست و پسری آورد. 29 و وی را نوح نام نهاده گفت: “این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دستهای ما از زمینی كه یَهُوَه آنرا ملعون كرد.” (ترجمه قدیم)                     در ترجمه تفسیری نیز اینچنین آمده:لمک گفت: این پسر ما را از کار سخت زراعت که در اثر لعنت خداوند بر زمین ، دامنگیر ما شده ، آسوده خواهد کرد. پس اسم او را نوح یعنی آسودگی گذاشت.                                         

بنابر این آیه زمین با تولد نوح از لعن نجات یافت و دیگر نیازی به آمدن کسی یا نقشه نجات دیگری نمی باشد. 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:47  توسط ماهان  | 

مناظره امام رضا(ع) با دانشمند يهودي و مسيحي و مستندات آن
 
در كتاب مقدس
ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:46  توسط ماهان  | 

فضیلت­های امام مهدی در مقایسه با حضرت عیسی  (ع)
 
پاسخ فشرده:
حضرت مهدی در مقایسه با حضرت عیسی دارای ویژگی­های اختصاصی و منحصر به فرد زیر است:
1.     در عصر کنونی، حضرت مهدی است که حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است.
 
2.     حضرت مهدی به لحاظ نسبی، ذریه برترین پیامبر خدا، و فرزند فاطمه، برترین زنان عالم، است.
 
3.     برخورداری از علم راسخ به کاملترین وحی آسمانی و علم به 72 وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا مختص به حضرت مهدی است.
 
4.     حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان است و حضرت عیسی علیه­السلام به شیوه­های گوناگون در خدمت اهداف حجت ابن الحسن است.
 
5.     عدالت جهانی به دست حضرت مهدی است که جامۀ تحقق می­پوشد و در نتیجه رضایت جهانیان و رفاه اقتصادی پدید می­آید.
 
6.     این حضرت مهدی است که توحید حقیقی و آموزه­های عملی وحیانی را در سطح جهان گسترش می­دهد و بشریت را عملا در مسیر دین الاهی قرار می­دهد.
منبع
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:44  توسط ماهان  |